الشيخ المنتظري

154

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

پس از وفات رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) چون اخبار سقيفه به حضرت امير ( عليه السلام ) رسيد فرمود : پاسخ به سخنان نادرست انصار و قريش در سقيفه « فَهَلاَّ احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ بِاَنَّ رَسُولَ اللهِ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) وَصَّى بِأَنْ يُحْسَنَ اِلَى مُحْسِنِهِمْ ، وَيُتَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ ؟ ! » ( پس چرا در سقيفه عليه انصار احتجاج نكرديد كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) وصيّت كرده كه به نيكوكار آنها نيكويى شود و از بدكردار آنها درگذرند ؟ ! ) اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مشغول غسل و كفن و دفن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بود ، قاعده اش اين بود كه وقتى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از دنيا رفته همه مردم مهيّاى تجهيزات رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) شوند ; چون رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) قبلا جاده را صاف كرده و خليفه را تعيين كرده بود و نيازى به خليفه تعيين كردن نبود تا اينها بخواهند جنازه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را رها كرده و سراغ خليفه تراشى بروند . در تاريخ آمده كه وقتى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از دنيا رفت ، چند نفرى كه سردمدار آنان عمر و ابوبكر و ابوعبيده بودند براى تعيين خليفه در سقيفه بنى ساعده جمع شدند ، به قول خودشان مىخواستند نظام مسلمانان از هم نپاشد و حفظ نظام بشود . البتّه در اين كه اوّل مهاجرين آمدند يا انصار ، بين اهل سنّت اختلاف است ، برخى از آنها براى توجيه موضوع گفته اند : انصار جمع شدند و مىخواستند سعد بن عباده را خليفه قرار دهند ، عمر فهميد و به ابوبكر خبر داد كه چه نشسته اى الآن است كه انصار سعد بن عباده را خليفه مىكنند و ابوبكر را كشان كشان به سقيفه بنى ساعده برد ; ولى برخى ديگر گفته اند : انصار نمىخواستند سعد را خليفه نمايند بلكه مىخواستند خواسته رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را عملى كنند و سعد بن عباده پيش قدم در اين كار بود . خلاصه در اصل تشكيل سقيفه يك چنين اختلافى وجود داشت . ( 1 )

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 5 به بعد اخبار سقيفه را مشروحاً بيان كرده است .